X
تبلیغات
عکاسی وفیلمبرداری گونشPHOTOGUNASH

عکاسی وفیلمبرداری گونشPHOTOGUNASH

اولین وبلاگ تخصصی عکاسی و فیلمبرداری درمشکین شهر

آشنایی با عکاسی سیاه و سفید- مبحث کامل

 اشاره ؛ تذکر ؛ توجه ؛ سوال :  

كدام سوژه‌ها براي عكاسي ديجيتال مناسب‌ترند؟ آيا مي‌توان از هر سوژه‌اي به صورت رنگي عكس گرفت و بعداً آن را سياه و سفيد كرد يا از ابتدا بايد به صورت سياه و سفيد عكاسي شوند؟ آيا عكاسي سياه و سفيد حتماً بايد با نورپردازي خاص همراه باشد؟ اين‌ها سؤالاتي هستند كه در ذهن هر عكاس تازه‌كاري نقش مي‌بندند.

آشنایی با عکاسی سیاه و سفید :
عکس سیاه و سفيد در ابتدای ظهور عکاسی، تنها انتخاب عکاسان بود.  بعدها حتی با تولید فیلم‌‌های رنگی نیز عکاسان ترجیح می‌دادند با فیلم‌های سیاه و سفید به کار خود ادامه دهند چرا که این فیلم‌ها به نسبت ارزان‌تر و البته با کیفیت‌تر بودند. با بالا رفتن کیفیت فیلم‌های رنگی تولید فیلم‌های سیاه و سفید با شکست رو به رو شد؛ اما امروزه عکس‌های سیاه و سفید به حیاتی دوباره دست یافته‌اند چرا که عکاسان به قدرت بی‌بدیل و نامنتهای عکس‌های سیاه و سفید پی برده‌اند.

 شاید این سوال در ذهن ایجاد شود که با وجود طراوت رنگ در دوربین‌های دیجیتال چرا همچنان عکاسی سیاه و سفید (Black and White Photography) طرفداران خود را دارد؟

 در واقع گاهی عکاس مایل است با استفاده از سایه‌های قوی و طیف‌های خشن یک سوژه را برجسته کند. در عین حال این عکاسی توانایی خاصی در ایجاد فضاهای رمانتیک و رمزآلودی را دارد که از عهده عکاسی رنگی خارج است.
سوژه‌های یکسان در دو عکاسی رنگی و سیاه و سفید به شکل‌هاي مختلفی بروز می‌کنند.
نور و سایه نقش کلیدی را در عکاسی سیاه و سفید بر عهده دارند و چنانچه عکاس نتواند نور مناسبی را در تصویر به ثبت برساند از ارزش کارش به شدت کاسته می‌شود.
دوران عکاسی سیاه و سفید با اختراع دوربین‌های دیجیتال به نظر رو به اتمام می‌رسید اما امروزه اکثر این دوربین‌ها گزینه‌ای دارند که ثبت تصویرهای سیاه و سفید را برای ما امکان‌پذیر کرده است. البته کیفیت تصویر سیاه و سفید با بالا رفتن کیفیت دوربین ارتقا پیدا می‌کند. نرم افزارهایی نیز هستند که به ما اجازه می‌دهند تا عکس‌های رنگي خود را به سیاه و سفید تبدیل و چاپ کنیم

به نظر می‌رسد عکاسی سیاه و سفید به علت انتقال یک حس نوستالوژیک همیشه مورد تحسین و علاقه مردم خواهد بود.

 عكاسي سياه و سفيد، دنياي اطراف شما را كاملاً تغيير مي‌دهد. در اين‌جا همه چيز به نور بستگي دارد. نور بيشتر، سفيد‌تر و نور كم‌تر سياه‌تر است. اگر مي‌خواهيد روي يك سوژه تمركز زيادي كنيد، حتماً سياه و سفيد عكس بگيريد. در اين تركيب جزئياتي را پيدا خواهيد كرد كه رنگ‌ها آن‌ها را از شما مي‌گيرند. عكاسي سياه و سفيد هنگام كار روي عكس‌هاي انتزاعي بيشترين نفوذ را دارد. اين نوع عكسبرداري، به دليل از بين بردن رنگ‌ها، خود به خود به حالت انتزاعي و روياگونه فرو مي‌رود. در صورتي كه مانند بنده تازه‌كار هستيد، براي شروع به كار اين راهنمايي‌ها را به كار گيريد:

Ÿ سعي كنيد با مواد خام كار كنيد. سنگ‌ها، مواد طبيعي، فلزات، طبيعت بكر، و سازه‌هاي بشري قديمي و كهنه كه حس گذشت زمان را منتقل مي‌كنند، در اين روش عكاسي خيلي خوب جواب مي‌دهند.

Ÿ‌‌‌‌به نور محيط خوب دقت كنيد. در اينجا كمبود نور نه به معني رنگ بيشتر، بلكه به معني سياه‌تر است.

Ÿ‌‌‌دقت كنيد كه چطور تضاد سايه‌ها موجب ساخت شكل هاي گوناگون مي‌شود. خطوطي كه از شما دور يا به شما نزديك مي‌شوند، مي‌توانند حس امتداد را در بيننده بيدار كنند.

Ÿ‌‌‌سعي كنيد جاهايي را كه نور و سايه با هم در تضاد، تعامل يا آميخته هستند، پيدا كنيد. در اين كادر‌ها به دليل بالا بودن ميزان كنتراست تصوير، ‌عكس هاي سياه و سفيد زيبايي حاصل مي‌شود.

اما آيا مي‌توان تمام اين اهداف را با تبديل عكس‌هاي رنگي به سياه و سفيد به دست آورد؟

اين روز‌ها اغلب شركت‌هاي دوربين‌سازي در تلاشند تا قابليت‌هاي داخل دوربين را به نحوي گسترش دهند كه جاي كامپيوتر‌هاي داخل خانه را نيز بگيرند. آن‌ها تصميم دارند كاري كنند كه شما ديگر تمام اعمال ويرايشي را در داخل خود دوربين انجام دهيد و از جمله اين اعمال، تبديل عكس‌هاي رنگي به عكس‌هاي سياه و سفيد است. اما سؤال اين است كه آيا بايد از همان ابتدا عكس سياه و سفيد بگيريد يا بعداً عكس‌ها را تبديل كنيد؟
 
نظر شخصي من اين است كه بهتر است با عكاسي رنگي شروع كنيد و سپس آن را توسط ابزارهاي ويرايشگر به سياه و سفيد تبديل كنيد. اگرچه ممكن است با اين‌كار ديرتر با مفاهيم فرم‌بندي و كنتراست آشنا شويد، اما حداقل رنگ‌هاي تصوير را در اختيار داريد و نيز مي‌توانيد فرق بين كنتراست سايه‌ها و تعامل آن‌ها با لايه‌هاي خاكستري را زود‌تر درك كنيد.
حرفه‌اي‌ها اين روش را قبول ندارند. آن‌ها معتقدند كه عكاسي ديجيتال به طريق رنگي و سپس تبديل آن‌ها، نه‌تنها موجب عدم درك صحيح فرم‌بندي و كنتراست نور مي‌شود، بلكه موجب تلف شدن زياد وقت مي‌شود. در حقيقت اين مطلب يك نكته منفي براي ويرايش پس از عكاسي به حساب مي‌آيد. خصوصاً  اگر به تكنيك‌هاي كار با برنامه هاي ويرايش عكس آشنا نباشيد، نه تنها موجب تلف شدن زياد وقت مي‌شود، بلكه احتمالاً نتيجه دلخواه را نيز به دست نخواهيد آورد. بنابراين از همان ابتدا بايد از قابليت عكاسي سياه و سفيد داخل خود دوربين استفاده كنيد.
اما برخي از برنامه‌هاي ساده‌اي كه همراه دوربين‌ها ارائه مي‌شوند، داراي كليد‌هاي ميانبر يا فرامين بسيار سريعي براي تبديل عكس به حالت سياه و سفيد هستند (اين كليد‌ها در فتوشاپ تركيبي از Ctrl+Shift+U است).
بنابراين اگر در سي‌دي برنامه‌هاي دوربينتان يك برنامه ويرايشگر خيلي معمولي مي‌بينيد، شايد بد نباشد يك‌بار آن را امتحان كنيد. تا زماني كه حرفه‌اي نشده‌ايد، ويرايش بعد از عكاسي بهترين گزينه ‌شما است. هرچه باشد شما براي يادگيري وقت كافي داريد!

 در عکاسی پرتره , عکاسی سیاه و سفید پرتره دنیای تازه ای از عکاسی را برای عکسهای دیجیتال شما به ارمغان می آورد. در نظر داشته باشید که تعدادی از عکسهای پرتره خودتان را با استفاده از مد سیاه و سفید دوربین ، بصورت سیاه و سفید بگیرید. عکسهای سیاه و سفید می توانند صلابت، درام و احساس بیشتری را در عکسهای شما وارد نمایند. همچنین می توانند باعث شوند که سوژه شما شیک تر و برازنده‌تر به نظر برسند، بخصوص اگر لباس های زیبایی نیز پوشیده باشند.

 در عکاسی طبیعت , هیچ قانون صریح و محکمی برای انتخاب میان عکاسی سیاه و سفید و یا رنگی وجود ندارد. راه حل اینست که منظره را بصورت سیاه و سفید در ذهنتان تصور کنید، پیش از آنکه تصمیم نهایی را بگیرید (تصمیم نهایی به این معنی نیست که شما نمی توانید از یک منظره هم عکس سیاه و سفید و هم رنگی بگیرید، منظورم از تصمصم نهایی انتخاب آن چیزی است که چاپ می کنید) . در واقع باید اینگونه فضا را برای خود تحلیل کنیم که  آنچه که توجه ما را به خودش جلب میکند ، الگو، شکل، منحنی و ... است , و نه رنگها. نمیدانم عکس انتزاعی قهوه جوش بنده را در سفر عکاسی شاهکوه دیده اید یا نه ؟ میتوان از آن به عنوان نمونه ای دست به نقد اشاره کرد . تمرینی بود برای آنچه که در اینجا اشاره شد . یعنی زمان فشردن دکمه شاتر , تصویری را که قرار بود شما در حال حاضر به این صورت ببنید , در ذهنم تداعی شده بود و همین امر کار مرا بسیار سهل و آسان کرد .خصوصا در کادر بندی و ترکیب بندی عکس .

ولی آنچه مسلم است این است که  ما منظره را بصورت رنگی میبینیم . کلید دیدن منظره بصورت سیاه و سفید، تشخیص تونالیته و غلظت رنگهاست. رنگهایی که تونالیته یکسان دارند، در نهایت یکسان دیده می شوند. از این روش می توان برای حذف رنگهایی که توجه را منحرف کرده و جایگزینی آن با رنگهای خنثی استفاده کرد.به نظر بنده از این نکته میتوان به عنوان یک شاه کلید در عکاسی سیاه و سفید و خصوصا در طبیعت بهره وافر برد.

نکته مهم : عکسهای سیاه و سفید بار دراماتیک بیشتری دارند .

در مورد این نکته هم میشود کمی بحث و تبادل نظر کرد و علتش را جستجو کرد . امیدوارم در این سفر یا سفرهای بعدی یا جلسات نقد , مجالی برای این بحث بیابیم .

و نکته آخر ,یک یاد آوری برای خودم طبق معمول :

تمامی موارد فوق را به خاطر خواهم سپرد . اما اینها نمیتوانند به اندازه ای بر ذهن بنده تاثیر بگذارند که مرا از کادر بندی و ترکیب بندی صحیح و یا پیدا کردن سوژه مناسب و یا ... جدا کنند . با وجودی که تمام تمرکزم بر روی کارم است , اما مطالب فوق را هم در ذهنم مرور خواهم کرد و در لحظه مناسب به کار خواهم بست .

بخش دوم : مباحث فنی و اجرایی در عکاسی سیاه و سفید :

در این بخش گامی به سمت جلو نهاده و کمی فنی تر به مبحث عکاسی سیاه و سفید نگاه میکنیم .بنده کل مبحث را در شش نکته مهم کاربردی و اجرایی خلاصه نموده و به عرض دوستان میرسانم :

1-عکاسی با فرمت خام RAW

نا گفته پیداست که بسیاری از شما امکان عکاسی با فرمت RAW را ندارید . زیرا دوربینتان چنین قابلیتی ندارد . و یا با وجودی فراهم بودن چنین امکانی به دلیل عدم آشنایی یا دلایل دیگر , علاقه به استفاده از آن ندارید . اگر هدف رسیدن به بهترین کیفیت عکس سیاه و سفید باشد , بدون شک باید با این فرمت عکاسی شود . البته با فرمت 8 بیتی و فشرده JPEG هم میتوان عکاسی سیاه و سفید کرد . اما با توجه به امکانات بسیار بیشتر فرمت RAW در مرحله آماده سازی پس از برداشت یا همان تاریکخانه دیجیتال , عکاسی با این فرمت ارجح تر است .

2- عکسبرداری رنگی:

چنانچه دوربینتان فاقد قابلیت عکاسی با فرمت RAW باشد , یا به هر دلیلی مایل به عکاسی با این فرمت نیستید , به صورت رنگی عکاسی کنید و سپس بر روی کامپیوتر آنرا به سیاه و سفید تبدیل کنید .

حالا میتوانم دلیل قانع کننده ای بر پیشنهادم در بخش اول این مبحث ارائه دهم . آنجا که گفتم بر خلاف نظر خیلی از حرفه ای ها معتقدم بهتر است اول عکاسی رنگی انجام دهید و بعد آنرا به سیاه و سفید تبدیل کنید . دلیل علمی این پیشنهاد این است که هرچند دوربینهای دیجیتال عکاسی به طور مستقیم به صورت سیاه و سفید عکاسی میکنند و ممکن است نتایج معقولی هم بدست بیاورند , اما در عکس رنگی , رنگهای ثبت شده , امکان و کنترل بیشتری برای دستیابی به نتیجه نهایی دلخواه ( سیاه و سفید ) را فراهم میاورند . شایان ذکر است که در عکاسی با فرمت RAW و تنظیم هم زمان دوربین در حالت سیاه و سفید , آنچه بر روی مانیتور دوربین نمایش داده میشود , سیاه و سفید است . آما آنچه در واقع ذخیره میشود , مجموعه داده های ثبت شده توسط سنسور , شامل تمام رنگها خواهد بود که مطلوبترین حالت برای عکاس است . در صورت عکاسی با فرمت JPEG در حالت سیاه و سفید دوربین , نمایش و ثبت هر دو سیاه و سفید بوده و اطلاعات رنگ پس از برداشت , قابل بازیافت نیست .

3- توجه به کنتراست:

یکی از عناصری که میتواند جلوه خاصی به تصاویر سیاه و سفید ببخشد , کنتراست است . در نبود رنگ جهت تفکیک عناصر تصویر از یکدیگر , اختلاف شدت نور بازتابیده از این عناصر ( کنتراست ) نقش مهم تری ایفا میکند .این بدان معنا نیست که عکاس همواره باید به دنبال عکسهای رنگی با بهترین کنتراست جهت تبدیل به سیاه و سفید باشد ؛ اما در زمان ثبت و کادر بندی , بایستی کنتراست و اهمیت آنرا در تبدیل دقیقا مد نظر داشت . ( اینجاست که نقش سوژه اهمیت میابد )

4- حساسیت یا ایزو :

پیشنهاد اکید بنده این است که با حداقل حساسیت عکاسی کنید . حتی در عکاسی رنگی نیز عکاسی با ایزوی پایین امری پسندیده است . اما در اینجا ( عکاسی سیاه و سفید ) از اهمیت بالایی برخوردار است . چرا که نویز حاصله از ایزو , مشهود تر است و این آسیبی جدی برای عکس است . حتی توصیه میکنم که در مواردی نیز که قصد شمای عکاس رساندن مفهوم خاصی در عکس با افزایش نویز در ثبتتان باشد , از افزایش ایزوی دوربین به جهت رسیدن به این هدف و خواسته خود خودداری کنید و افزایش یا ایجاد نویز یا گرین عکستان را از راه نرم افزاری و افزودن آن در مرحله پس از برداشت انجام دهید . از سوی دیگر این نکته را هم مد نظر داشته باشید که نویز گیری کار آسانی نیست .

4- زمان مناسب برای ثبت و جهت تابش نور:

بسیاری از عکاسان دیجیتال که عکاسی سیاه و سفید انجام میدهند , شرایط نوری کنتراست پایین را ترجیح میدهند . از این رو روزهای کمتر روشن , خاکستری و ابری که عکاسان رنگی , خانه نشین هستند , میتواند بهترین روزها برای عکاسی سیاه و سفید باشد .

نور در عکاسی سیاه و سفید با توجه به رابطه تنگاتنگ آن با کنتراست میتواند بسیار مهم باشد .

نکات مهم : تابش مستقیم نور اغلب کنتراست را تشدید میکند . تابش نور از پهلو بافت سوژه را آشکار میکند .

صرف نظر از جهت تابش , تشکیل سایه , امری اجتناب ناپذیر است .شیوه های مختلف نورپردازی میتواند در جلوه بخشیدن به عکسهای سیاه و سفید بسیار موثر باشد . و در عین حال کاربرد نابجای آن میتواند نقشی بسیار مخرب داشته باشد. بنابراین در بازی با نور ( حتی نور طبیعی محیط ) جانب احتیاط را رها نکنید .در همین رابطه است که مدام بر روی این قضیه اسرار دارم که عکاسی در میانه روز , به جهت اینکه زاویه تابش نور از بالا و به صورت کاملا عمودی است , نتایج جالب توجهی به بار نخواهد آورد و با شاتر زدن در این تایم , نه تنها نتایج خوبی حاصل نمیشود , بلکه با دست خود , عمر مفید دوربین خود را کاهش میدهیم .

5- ترکیب بندی صحنه و توجه به ریخت ها و نگاره ها :

بیشتر قواعد مربوط به ترکیب بندی صحنه در عکاسی رنگی , در مورد عکاسی سیاه و سفید هم صدق میکند . اما تفاوت آشکار آن است که عکاس سیاه و سفید , از رنگ به عنوان عاملی برای نوازش چشم و محرکی برای گردش دیدگان بیننده , نمیتواند بهره ببرد .به عبارت دیگر در عکاسی سیاه و سفید جور دیگر باید دید ؛ نگاه به اشکال , مایه ها و بافتهای موجود میتواند در قاب تصویر ما بسیار تاثیرگذار باشد و نکته بسیار مهم اینکه سایه ها و روشن ها که خمیرمایه اصلی تصویر هستند , باید به طور ویژه ای مورد توجه و نظر عکاس باشند .نگاره ها و ریخت ها که میتوانند در دنیای رنگی نادیده بمانند ( به واسطه جذابیت ذاتی رنگ ) , در دنیای سیاه و سفید جان گرفته و به چشم می آیند. برداشتهای سیاه و سفید از ریختها و نگاره ها , گاهی اوقات رنگ انتزاع و آبستره به خود میگیرد . ( آشنایی با انتزاع و آبستره , در مباحث بعدی )

6- ثبت بافتها :

در چهارمین نکته ای که در این بخش به آن اشاره نمودم ( 4- جهت تابش نور؛بخش نکات مهم ) , به نور تابیده از پهلو و تاثیر آن در نمایان ساختن بافت سوژه اشاره نمودم .آشکار ساختن بافت سوژه میتواند بعد دیگری به تصویر بیافزاید. این مهم تنها با تابیدن نور از پهلو و ایجاد سایه میسر میشود. نمونه کارهایی که در مجموعه سیاه و سفید میراث قرار دادم , بیانگر همین قضیه است .

  در پایان از دوست عزیزم جناب نصیر که بنده را در جمع بندی این مبحث یاری نمودند صمیمانه تشکر و قدردانی مینمایم.. مقاله فوق که حاصل تجارب و اطلاعات قبلی و حدود 10 روز مطالعه و تحقیق مستمر میباشد , حجت را برای عکاسی سیاه و سفید تکمیل میکند . امیدوارم مفید فایده واقع شود.

 موفق باشید .

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم مهر 1388ساعت 21:42  توسط رضا سلیمانی  |